ال آی ، نفس مامان و بابا
خاطرات زندگی فرشته ی کوچک ما

 سلام عزیزم اول عذر خواهی میکنم به خاطر اینکه چند روز دیر کردم یعنی خیلی دلم میخواد که زود به زود برات مطلب بنویسم ولی باور کن از بس باهات مشغولم که زیاد وقت نمیکنم شب هم بعد از خوابوندن تو میگیرم میخوابم یا به کارهای عقب افتاده هام میرسم۰

 عزیزم الان که دارم این مطالب رو مینویسم تو بیداری بغلم نشستی و داری با انگشتای کوچیکت دکمه های کیبردو فشار میدی و نمیذاری من کارهامو انجام بدم. با با هنوز خونه نیومده توی شرکتش داره کار میکنه میبینی بابا چقدر زحمتکشه۰

 من هم شامم رو پختم و دارم برای عزیز دلم خاطره مینویسم  0

 تو مطلب قبلی من از ماههای اول حاملگیم نوشتم میخوام امروز ماجرای اولین سونو گرافی رو برات بنویسم (اگه شما اجازه بدید چون داری اذیتم میکنی)هفته ششم حاملگی رفتم دکتر تا برام یه سونوگرافی بنویسه تا من تو رو برای اولین بار ببینمت چون توی کتاب خونده بودم که هفته ۶ بارداری قلب جنین تشکیل میشه و شروع به تپیدن میکنه و من میخواستم زودتر طپش قلب کوچیکت ببینم نمیدونی چه ذوقی داشتم۰

رفتیم دکتر سیما جلیل زاده ٬ یه سونوگرافی نوشت برای وضعییت جنین.رفتیم سونوگرافی دکتر عمرانی بعد از یه مدتی نوبت ما شد سونو دادم ولی دکتر سونوگرافی بعد از نگاه کردن چیزی نگفت بعد از گرفتن جواب سونو گرافی دیدم نوشته" تصویر ساک حاملگی با ابعاد ۲۳ میلیمتر معادل ۶ هفتگی مشهود است کنترل مجدد بعد از ۲-۳ هفته از نظر بررسی جنین و ضربان قلب آن توصیه میشود" چیزی از جواب نفهمیدم زود بردیمش پیش دکتر٬ دکتر نگاه کرد و گفت که جنینی توی ساک حاملگی وجود نداره یا چند هفته دیگه تشکیل میشه یا اینکه فقط ساک رشد میکنه و در این صورت هم باید کورتاژ بشه.

 بعد از گفته های دکتر اونقدر ناراحت شدم که داشتم از غصه میمردمز همسرم هم که مرهم دردهای منه، به من روحیه میداد میگفت صبر میکنیم چند هفته بعد میریم سونوگرافی من مطمئنم که نی نی خودشو نشون میده .اون شب یکی از انگشترهامو نذر کردم به حرم امام رضا تا ۲ هفته دیگه ضربان قلب کوچولو مو ببینم۰ give_heart.gif 



[موضوع : ]
[ 24 / 7 / 1389 ] [ 19:17 ] [ مامان ال آی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

من مامان ال آی نویسنده این وبلاگ هستم دخترم ال آی 17 تیر سال 88 در تبریز به دنیا اومد میخوام توی این وبلاگ تا اونجا که میتونم خاطراتش رو ثبت کنم.تا وقتی بزرگ شد بدونه که چه روزهایی رو پشت سر گذاشته و بابا و مامانش چقدر دوستش داشتند.به امید روزی که نویسنده این وبلاگ ال آی باشد. ...دوستت دارم ... (ال آی یعنی زیبا روی ایل)
آمار وبلاگ
آنلاین : 1
بازدید امروز : 10
بازدید دیروز : 96
بازدید هفته گذشته : 493
کل بازدید : 147202